دادگاه عشق

قسمم قلبم بود،

وکیلم دلم،

حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان

قاضی نامم را بلند خواند

و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد

محکوم شدم به تنهایی و مرگ

کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم

و من گفتم که به تو بگویند:

"دوستت دارم"

/ 8 نظر / 11 بازدید
Rain boy

سلام. با یه شعر طولانی اپم. ارزش حوندنشو داره. اگه وقت کردین یه سر بزنید.

Rain boy

سلام سلام صدتا سلام. هزارو سیصدتا سلام. ممنون که اومدی.

شقایق

سلام گلم.خوبی؟ این چه حرفیه.بخدا من زیاد نمیام نت.ژس ازم دلگیر نشو.[ماچ]

وحید

سلام با تبادل لینک موافقی منتظریم هری دانلود

جهان

همه مداد رنگی ها مشغول بودند بجز مداد رنگی سفید هیچکس به او کاری نمی داد همه می گفتند"تو به هیچ دردی نمی خوری" یک شب که مداد رنگی ها تو سیاهی کاغذ گم شده بودن مداد رنگی سفید تا صبح کار کرد ماه کشید مهتاب کشید آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک تر شد و صبح توی جعبه ی مداد رنگی ها جایش را هیچ رنگی پر نکرد

شقایق

من یاد گرفته ام ... " دوست داشتن دلیل نمی خواهد ... " ولی نمی دانم چرا ... خیلی ها ... و حتی خیلی های دیگر ... می گویند : " این روز ها ... دوست داشتن دلیل می خواهد ... " و پشت یک سلام و لبخندی ساده ... دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده ... دنبال گودالی از تعفن می گردند ... . . . دیشب ... که بغض کرده بودم ... باز هم به خودم قول دادم ... من " سلام " می گویم ... و " لبخند " می زنم ... و قسم می خورم ... و می دانم ... " عشق " همین است ......

پاتوق

سلام وب خیلی زیبایی دارین [لبخند]

سارا

یک نفر ..... یک جایی..... تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر می‌کنه احساس می‌کنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر داشته باش یک نفر ..... یک جایی..... در حال فکر کردن به توست[قلب][قلب][قلب][قلب]